فروردین ، هم سالروز شهادت "سید مرتضی آوینی" و هم درگذشت تأسفبار "سید حسن حسینی" است که تصادفاً هر دو در زمانهای گوناگون در حوزه هنری بودند و هر دو - البته این بار غیر تصادفی - مورد عنایات ویژه حجت الاسلام "محمد علی زم" قرار گرفتند که این روزها چلوکبابی باز کرده و "محمد رضا گلزار" را با دست و دلبازی برای سه روز کار حدود یکصد میلیون تومان ناقابل مهمان فیلم بسیار معنوی خود می کند تا در عین اشتغال به شغل شریف رستوران داری - البته بدون عبا و عمامه - ، از ادامه فعالیتهای فرهنگی ! - با عبا و عمامه - هم عقب نماند .

         

دیروز خبری خواندم از ایرنا که در آن یوسفعلی میرشکاک ( از دوستان مشترک هر دو بزرگوار مذکور یعنی سید مرتضی  آوینی و سید حسن حسینی ) ، برخوردهای زم را بشدت زیر سؤال برده بود  و من ناگهان به یاد دو شعری افتادم که سید ،  در زمان حکومت حجت الاسلام زم بر حوزه ، سروده بود و به برخوردهای حذفی آقای " زم"  بخصوص با کسانی چون خودش و قیصر و البته مخملباف ِ آن موقع ( با آثاری چون بای سیکل ران ، مدرسه رجایی ، فرماندار و ...) و نیز شرایط اسفبار حاکم بر حوزه و تعطیلی و تغییر وضعیت انتشارات برگ و ... اعتراض کرده بود .

من ممکن است با همه محتوای این سروده ها - که البته دست به دست می گشت و انتشار عمومی نیافت - موافق نباشم اما دوست دارم این دو شعر سید ، هم به عنوان بخشی از تلخی های زندگی شخصی و اجتماعی او و هم به عنوان نمونه دیگری از  آثاری که بالاخره او تولید کرده است در دسترس باشد تا ارزیابی فضای آنموقع حوزه برای پژوهشگران ، واقعی تر و ملموستر باشد .

         

ممکن است تمام عبارات این دو شعر ، برای همه کسانی که آن موقع را درک نکرده اند و یا تولیدات سینمایی و انتشاراتی و تجسمی حوزه را و اسامی آنها را - که با صنایع ادبی متفاوت در سطر سطر این اشعار آمده است - نمی دانند ، خیلی مفهوم نباشد . من هم هنوز نتوانسته ام خودم را راضی کنم که این عبارات را گویاسازی کنم و پانوشت برایشان بنویسم اما همین قدر می گویم که آقای زم در موقع سرودن این شعرها - با زمان تقریبی خزان ١٣۶۶ - بالاترین مقام حوزه بوده است . خود سید در انتهای دو شعر دو سه پانوشت دارد که عیناً می آورم :

بسم الله الرحمن الرحیم

حوزه هنری (١)

      

روی بلندترین درخت

کلاغی نشسته است

و با منقار بلندش

رسیده ترین خرمالو را

خالی می کند (٢)

*

پاییز است

طوفانی از تملق و ابریشم

جاری می شود

"برگ" از درخت به زیر می افتد

"انتشارات" بالا می رود

کتابها به زمین می خورند

خاکساری ترفیع می گیرد

بوی کباب برگ بلند است !

راستی چرا دستشویی حوزه صابون ندارد ؟

صرفه جویی در نظافت ؟

یا عدالت در آلودگی ؟

*

بسته های بهداشتی در راهند

وابسته های فرهنگی

                          آگاهند

کتابخانه سیستم دارد

اما کتابخوان ندارد

حسابداری سرش توی حساب است

باید به حساب بچه های حسابی رسید

شورشی ها

شورَش را در آورده اند

باید حقوقشان را نصف کرد

وصف العیش ، نصف العیش

*

بچه های روزنامه کیهان

                          چلوکباب پنج تومانی می خورند

بچه های کیهان نفخ می کنند

بچه های اطلاعات عکس چاپ می کنند

بچه های اطلاعات ادب دوستند

شعر هم چاپ می کنند

بچه های رسالت

جای "مبتدا" و "خبر" را عوض می کنند

اخفش ، تجزیه و ترکیب می کند :

خبر ِ مقدّم

                مبتدای مؤخَّر

هشدار زودرس

تبریک دیر پز

                   دیگر حتی "بوگیر" هم گیر نمی آید

*

در قلمرو رنگ

              زنده باد اوپَک !

قلم مو ها پشمشان می ریزد

موشهای سکه خوار توبه می کنند

کاسب حبیب خداست

هر کاسبی حبیب خداست

در خطه گرافیک

شهیدان را با "اِر براش" رنگ می کنند

خون ِ شهید ، آبی است

آب و نان مراعات نظیرند

الحمد لله حوزه خودکفا شد

خرمالو صادر می کند

آلو وارد می کند

کارگردان ِ "آقای هالو" که بود ؟

معبر باز شده است

گذرگاه  ها خلوت است

زنگها برای که به صدا در می آیند ؟

برای همینگوی ؟!

فلوها فوکوس می شوند

سیاهی لشکرها بختشان سپید است

بخش صداگذاری به کار افتاده است

بخش صداگیری هم !

بنز ، سیستم پیچیده ای دارد

مثل پیکان نیست

پاهای ناشی

                   طعم پدالها را می چشند

در آلمان ، دوربینهای پیشرفته ای ساخته اند

در لبنان ، عزا و عروسی به هم آمیخته است

شهرداری "دستفروش" ها را جمع می کند

عجب سیلی آمد امسال !

شهرداری دیپلم ِ غافلگیر شدن دارد

ژاپن خیلی دیدنی است

در ژاپن ، آدم را با کامپیوتر قلقلک می دهند

در ژاپن ، باکامپیوتر ساندویچ می سازند

یادت بخیر ساندویچ ده تومانی !

- شما را به نصف النهار حوزه بشارت باد !

کنسرت موسیقی در لندن

آبگینه رومی در حلب

جشنواره مالیخولیا در کیش !

بزرگداشت سعدی در شیراز

تبعید علامه به کازرون !

تشویق نیروهای مستعد در حسابداری

تهدید مسئله دارها در روز جشن درختکاری

بیعت با تبر

ضربت ِ کاری

خمیازه از پی خمیازه

                       به انضمام خماری

امان از دست این بخاری

                       باز هم دود می کند !

*

سربازهای حوزه بازداشت می شوند

دژبان حکم جلب دارد

دژبان وام صد هزار تومانی می دهد

در حوزه ، "جنگ" مسئله اصلی نیست

جنگ ِ اعصاب است

راستی از "جُنگ" ها چه خبر ؟

رفته اند دنبال قابله

دو قلو خواهد بود ، ان شاء الله !

واحد "گریم" فعال است .......

برق ها می رود

نورپردازی حرف ندارد

صحنه سازی محشر است

کلیدها زده می شوند

سینما بهمن ، تخمه های خوبی دارد

در چلوکبابی زیرش

خورشت ِ رنگ و روغن "سرو" می کنند

عیسی نفسان دم نمی زنند

"یهودا" شایعه را بوبین می کند - یهودا خیالش تخت است

پخش نگاتیو

یک سنت باستانی است

ریگان سکوهای نفتی را گاز می گیرد

ضیاء الحق درباره آینده پاکستان تردید می کند

کشتی ِ "ایران اجر" منهدم می شود

موشک کرم ابریشم شیخک های منطقه را منطقی می کند

صدام بمباران شهرها را از سر گرفته است

"مدرسه رجایی" همچنان تعطیل است

"فرماندار" برکنار می شود

"عروسی خوبان" به هم می خورد

                                  "دوچرخه سوار" رکاب می زند

عجب بحرانی بر منطقه حاکم است !

ناوها به منطقه می آیند

"سپهری" صدای پای ناو می شنود

گاوها "بیدل" را شاخ می زنند

عطسه های موشکی فاو چه دلنشین است !

فیلمبرداری تمام شده است

گریم ها پاک می شود

روابط عمومی تمیز می شود

رابطه های خصوصی ، جای صفات حمیده را می گیرد

بزرگی کجایی که یادت به خیر

خدا بزرگ است !

در قیاس با گذشته

حال آدم گرفته می شود

مولوی می گوید : کار نیکان را قیاس از خود مگیر !

منشی ها می گویند : چرا شمس تبریزی گزارش کار نمی دهد

منشی ها مؤدبانه توهین می کنند

منشی ها مؤدبانه التماس می کنند

شاعر می گوید : هر که گریزد ز خرابات شام -

                     جور کش ِ غول ِ بیابان شود .

*

روی بلندترین درخت

کلاغی نشسته است

و با منقار بلندش

رسیده ترین خرمالو را

خالی می کند

*

زمستان نزدیک است

باید به فکر "سوخت" بود

ساز اره های برقی کوک است

دارند درختهای حوزه را

                                 اره می کنند ! (٣)

توضیحات :

١- حوزه هنری واقع در خیابان حافظ نبش سمیه است . در این شعر هر جا لفظ ِ " حوزه" آمد منظور همین حوزه هنری است .

٢- اشاره به درختهای خرمالو در باغ حوزه هنری .

٣- اشاره به اره کردن بعضی از درختهای حوزه هنری در آبان ماه امسال .

---------------------------------------------------------------------------------------------

شعر دوم :

بسم الله الرحمن الرحیم

"حوزه" زین بیش دل آزار نبود

طالب بنجل بازار نبود

*

صابون یا خرمالو؟

مسئله این نیست

مسئله از "دولت آباد"

                             تا "سلطنت آباد" است !

- اِفهَم فَتَاَمّل !

سربازهای حوزه

                   همچنان در بازداشت بسر می برند

دژبان ، رسالت ِ سوت زدن دارد :

          به راست راست !

(همسُرایان : به راست راست !)

ارواح بهایی در حوزه قدم می زنند (١)

علیمحمد باب

                  دق الباب می کند

شازده احتجاب دلش شور می زند

کله کتابها پایین است

تیراژ خرمالو بالا

واحد ِ "تجدید چاپ" ، مگس ها را می شمارد .

خنجرهای چاپ جدید

صندلی های چاپ اول

میزهای صفر کیلومتر !

*

من نویسنده ای را می شناسم

 که متخصص حلق و گوش و بینی است

ویروسهای یهودی را تشخیص می دهد

گشادی پاچه های صهیونیزم را اندازه می گیرد .

ولی با اغماض است

نوک دماغ خودش را نمی بیند !

و زاهد تازه کاری را می شناسم

که به نان و پنیر سلطانی قناعت کرده

هنگام رانندگی

کلاهش را بر می دارد

                         و بر سر دسته دنده می گذارد !

امسال تقویم ها خوشگلتر چاپ می شوند

و سر رسیدها

                در هیئتی جدید

                                  از راه می رسند !

چشم در برابر چشم

تقویم در برابر ِ "جُنگ"

سر رسید در برابر هنر !

مته به جای قلم مو !

تابلوهای سوراخ

سوراخهای تابلو !

تشویق نقاشان انقلاب

با مته ؟!

البته !

سبک جدید

گلدوزی روی چهار چوبهای بی گناه

پرچم ِ بازار

          بر فراز برج ِ باد

پهلو گرفتن ِ ناوگان ِ آمریکا

در سواحل سبزه میدان

شرکت بازرگانی ریگان

اسکورت شیوخ منطقه

خدمات رایگان

اعراب بادیه نشین

زیر ِ پرچم ِ آمریکا

                     به رختخواب می روند

رؤیای عنقریب :

                          آماده شدن سنگ لحد

شلیک گلوله ای در سطل زباله

از هم پاشیدن مغز فهد !

*

نیروهای بازدارنده

نوشابه های گاز دارنده

تنگه و تُرعه

کولاب و جرعه

شرکت سهامی زمزم

                          کولاک می کند !

چینی ها می گویند :

        " تو با انگشتت به ماه اشاره کن

آدم ِ احمق

به جای ماه

         نوک انگشت تو را نگاه می کند" نقل قول تمام !

لطفاً به انگشت ِ شهادت شاعر خیره نشوید!

موضوع

چندان هم عمیق نیست

در جا زدن در سطح

عبور به خارج

ورود بی دریغ ترانزیستور

جامع المقدمات ِ پال

شرح امثله سکام

عوامل آخرین مدل

حاشیه ای فاضلانه بر محصولات سونی !

راستی کوپن ِ مروت کی اعلام می شود ؟

*

جهان عرب به عرفان ِ معکوس کوچ می کند

ایدز روحی در اوج

خرقه عفلق بر اندام "قَبّانی"

چک سفید صدام

در کشکول ِ "درویش"

شتک ِ خون ِ "ناجی العُلی"

                                 بر بوم نقاشی ِ عرفات

نمایش آخرین سکانس فیلم تلفات !

راپیدهای سر به زیر

در مرتعی از کاغذ ّ ابریشمی بع بع می کنند !

*

تبعید تعهد به موزه ایران باستان

دوستی های سیاه و سفید

دشمنی های رنگی

طغیانی از دنائت

                    در پوشش زرنگی

آژیر قرمز خرمالو

                    در باغ حوزه هنری

اعلام "وضعیت زرد" توسط پاییز

تنفس مصنوعی به انتشارات برگ

مبالغه در صیغه

صیغه مبالغه

جبر مکان

        پرواز به لامکان

     دوستهای یک بار مصرف .

آدمهای کمی تا قسمتی

تازه به دوران رسیده های غربتی

دستهای طباخ

لب و لوچه های چرب

انگشتهای خاگینه ای

روشنفکران ِ "آدینه" ای

دنیایی از سخن های نامربوط

انبوه سرگرمی های مفید

Made in U.S.A

خاتم کاری ِ هنر

شرکت بازرگانی تکاثر

تفسیر سوره کوثر

تبخیر تعهد

فرود شاهین ِ یاشار کمال

                               بر شانه نشر نی لبک

فریاد بچه های تاچر

   در نیمه شب رُمان

بی شرمی در خمیره

ظهور سلمان رشدی

- از گناهان بریتانیای کبیره ! -

کرمی خوش ذوق - با لهجه انگلیسی -

یله در تنگنای شفیره

غفلت از دریا

بطلان ِ وضو

     رونق ِ مجدد ِ جبیره !

                                پریدن به بال ذهن

پیروی از شیوه سیال ذهن :

- تند می رانی برادر !

به علامت ها توجه کن

                           در معرض ِ ملامتی !

- خیالی نیست

                      زُنّار

کمربند ایمنی عارفان است :

"تیرباران"

       متلکی دو ساعته به دولت خدمتگزار

خط و نشانی رنگی - دوبله به فارسی دری -

 برای بچه هایی که دیر "مسئله" را می فهمند !

- کات !

- هیهات !

تالار اندیشه در فکر فرو رفته است !

یک پیام بازرگانی :

       لطفاً بدبین مباشید

         و الا از هم می پاشید !

*

پوست موز

گله های بز (ناوگان ِ ناتو)

حضور اهریمن در تنگه هرمز

ماشینهای ژاپنی

بدون روغن ترمز !

پیروزی نفت بر استقلال

"پیوس" در آفساید

رشد روزافزون آپارتاید

عوامل موذی

حشره های نفوذی

غم نان

اندوه روزی

شهرت ِ کم کم

برادر ِ حاتم

شیرجه در چاه ِ زمزم

بازار مظلومیت

مظلومیت ِ بازار

گریه

      با

          زاری

گریۀ بازاری !

بیزاری از بازار

لعنت به مردم آزار !

*

صابون یا خرمالو ؟

مسئله این نیست

مسئله از "دولت آباد"

                            تا "سلطنت آباد" است !

این هم بیت حسن ختام :

        الغرض مسئله ، حل می خواهد

        لوزۀ  "حوزه"  ، عمل می خواهد

والسلام - ١٣ / ٨/ ١٣۶۶

توضیحات :

١- محل حوزه هنری ، در پیش از انقلاب اسلامی ، حظیرة القدس ( کانون فعالیت بهاییان) بوده است .

*

مرتبط : دیدم حمید رضا داوود آبادی ِ عزیز هم به مناسبت سالگشت شهادت سید مرتضی آوینی ، ذکر خیری از آقای زم کرده است . خواندنی است .

یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٩ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()